پرواز سکوت

بال‌هایم التیام یافته بود. دکتر گفت: شما می توانید دوباره پرواز کنید.

اما من پرواز اولم را به یاد نداشتم.

 

در امتداد خیابان تنها با بال‌هایی که به تازگی التیام یافته بودند، راه می‌رفتم.

مرا کسانی که بال نداشتند، طرد کرده بودند. به هر کس گفتم با من پرواز کنید، سکوت کردند.

دچار غم و حرمان که می‌شدم از بال‌هایم پرهای آبی‌رنگ به خیابان می‌ریخت.

 

روزی خواستم بر فراز دریا پرواز کنم. توفان بود.

روزی خواستم بر فراز گندم‌زار پرواز کنم، کلاغ‌ها از صبح گندم‌زار را فتح کرده بودند.

روزی خواستم بر فراز دختری تازه‌بالغ پرواز کنم، کبوترها دختر تازه‌بالغ را محاصره کرده بودند.

بر فراز آتش هم پرواز کردم، با احتیاط بر فراز آتش می‌رفتم که شعله‌ی آتش به بال‌های من اصابت نکند.

 

چه تنها بودم، کسی مرا با بال‌هایم نمی‌شناخت.

 

بال‌هایم از تنهایی من کم‌کم کوچک و کوچک شدند و در یک صبح جمعه‌ی بارانی، محو شدند.

 

از: احمدرضا احمدی

دفتر یکم از دفترهای سالخوردگی

تکلیف عاشقی

نزدیکت می شوم

بوی دریا می‌‌آید

دور که می شوم

صدای باران!

 

بگو تکلیف‌ام با چشم‌هایت چیست؟

 

لنگر بیاندازم عاشقی کنم

یا چتر بردارم و دلبری کنم؟!

 

شاعر: بهرنگ قاسمی

فرض محال

می شود سخت ترین مساله آسان باشد

پشت هر کوچه ی بن بست خیابان باشد!

 

می شود حال بدِ ثانیه ها خوب شود

شهر هم غرقِ هماغوشی باران باشد

 

گیرم این عشق -که آتش زده بر زندگی ات-

بعد جان کندنِ تو شکل گلستان باشد!

 

گیرم این دفعه که برگشت، بماند...نرود!

گیرم از رفتنِ یکباره پشیمان باشد

 

بعد شش ماه به ویرانه ی تو برگردد

تا درین شعر پر از حادثه مهمان باشد

 

فرض کن حسرتِ پاییز، تو را درک کند

روز برگشتنِ او "اولِ آبان" باشد!

 

بگذر از این همه فرضیه، چرا که دل من

مثل ریگی ست که در کفش تو پنهان باشد

 

شاعر: امید صباغ نو

فریــاد

قفــس بشکــن کــه بيــزارم

از آب و دانــه در زنــدان!


خــوشــا پــرواز مــا حتــي،

بــه بــاغ خشــک بــي بــاران . . .


شاعر: ایرج جنتی عطایی


مناسبت نوشت: زادروز این شاعر گرامی، فرخنده . . .

ادامه نوشته

فــرصــت از دســت رفــت . . .

فــرصــت زیــر یــک سقــف‌ مــانــدن،

از دســت رفــت!


یــا چتــر بــاز نشــد؛

یــا بــاران بنــد آمــد . . .


شاعر: ساره دستاران

درخــت

درختــی خشــک را مــانــم بــه صحــرا

کــه عمــری ســر کنــد تنهــای تنهــا


نــه بــارانی کــه آرد بــرگ و بــاری

نــه بــرقــی تــا بســوزد هستیــش را


شاعر: فریدون مشیری

شعر "درخت" از مجموعه " ابر و کوچه"

دارایی درویش

باران: تب هر طرف ببارم، دارم

دهقان: غم تا به کی بکارم، دارم


درویش نگاهی به خود انداخت و گفت:

من هر چه که دارم، از ندارم دارم


شاعر: ایرج زبردست

از دفتر "باران که بیاید همه عاشق هستند"


+ مناسبت نوشت: زادروز این شاعر گرامی مبارک . . .

آرامــش  ِ پــس  ِ رگبــار

اگــر خــورشیــد،

گــرمــا

و رنگیــن کمــان را مــی پــذیــرم؛

بــایــد تنــدر را نیــز بپــذیــرم،

و تــوفــان را،

و بــاران را . . .


از: جبران خلیل جبران

از کتاب نامه های عاشقانه به یک پیامبر

بــرفی دلگیــر

کجــا بیــایــم،

بــا دلــم کــه بــه لــولای در گیــر کــرده ‌اســت؛

بــا ســرم کــه سنگیــن اســت؛

بــا بــرفــی کــه مــی‌بــارد!


بــاران بــه تمــاشــای خــال گــونــه‌ام مــی‌آیــد!


سنگینــم!

انگــار زنــانــی آبستــن،

در دلــم، زعفــران پــاک مــی‌کننــد . . .


شاعر: غلامرضا بروسان


+ خیـــال نوشت: سالروز درگذشت این شاعر گرامی و همسر ایشان، الهام اسلامی، را تسلیت میگوییم. روحشان شاد . . .

شــب طــوفــانــی

The rain beats hard at my window

While you, so softly do sleep

And you can't hear

the cold wind blow

You are sleeping so deep


Outside it's dark

the moon hiding

By starlight only I see

The host of the night-time go riding

But you are safe here with me


So, while the world out there

is sleeping

And everyone wrapped up so tight

Oh, I am a vigil here keeping

On this stormy night


I promised I always would love you

If skies would be grey or be blue

I whisper this prayer now above you

That there will always be you


Sometimes, we're just like the weather

Changing by day after day

As long as we'll be together

Storms will pass away


I said I would guard and protect you

Keep you free from all harm

And if life should ever reject you

That love would weather each storm


So, while the world out there

is sleeping

And everyone wrapped up so tight

Oh, I am a vigil here keeping

On this stormy night


I promised I always would love you

If skies would be grey or be blue

I whisper this prayer now above you

That there will always be you


Soon, I know you'll be waking

Ask did I sleep - did I write

And I'll just say I was making

A song

for a stormy night



Song: Song For A Stormy Night

Album: Inside I'm Singing

By: Secret Garden Group


لینک دانلود   لینک کمکی

+ پیشنهاد میکنم حتما موسیقی ش رو گوش کنید... فوق العاده آرامش بخش...

ادامه نوشته

بــاران

گــاهــی چتــر را بــایــد دســت بــاران داد،

روی ســر خــودش بگیــرد

و مــا

جــایــش ببــاریــم . . .


شاعر: رضا کاظمی

بــاران انــدوه

بــاران خــزاني بــر بــام؛

بــاد، آکنــده انــدوه!


تکــه هــاي بهــار را کــه در قلبــم جــا نهــادي،

کجــا بگــذارم . . .


شاعر: شمس لنگرودی